تبلیغات
ایران ایده آل - توسل به حضرت معصومه (علیها السلام)
من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمنان بستیزد؟

توسل به حضرت معصومه (علیها السلام)

نویسنده :م. پورزکی
تاریخ:یکشنبه 11 آبان 1393-07:44 ب.ظ

روز 26/10/73 ساعت 8 صبح در بارگاه ملكوتی حضرت معصومه (علیها السلام)‌ معجزه ای روی داد و شرح ماجرا به صورت فیلم ویدویی از زبان " ابوالفضل امیركوهی" تهیه شد و اكنون در آرشیو آستانه مقدسه نگهداری می شود. 

اینك شرح ماجرا از زبان این سعادتمند:
این جانب ابوالفضل امیر كوهی، اهل مازندران و مقیم مشهد مقدس می باشم. از سه سال پیش به درد كمر و فلج هر دو مبتلا شده و كاملا زمین گیر شدم.

ماه ها در بیمارستان ها بستری شدم اما نتیجه ای نگرفتم. هنگامی كه از همه جا مایوس شدم به آستان مقدس حضرت ثامن الحجج (ع) پناه بردم و شفای خود را از محضر آن امام رووف مسالت نمودم اما باز هم نتیجه ای نگرفتم. 

در اوایل ماه شعبان كه همه جا برای ولادت امام حسین (ع) آذین بندی شده بود و همه شیعیان غرق در شادی و سرور بودند،‌ خانواده من در غم جانكاهی به سر می بردند. من كه از نتایج همه آزمایش ها و درمان ناامید بودم روز سوم شعبان با زحمت فراوان به كمك خانواده بر روی ویلچر به حرم مطهر مشرف شدم ولی امام صابر صبر پیشه نمود.

وقتی كه با دست خالی از حرم مطهر بیرون آمدم عرض كردم: آقا! شما كه غیر مسلمان ها را محروم نمی كنید، چرا به این رو سیاه عنایت نمی فرمایید، من كه شیعه شما و مقیم كوی شما هستم و همواره بر سر سفره شما نشسته ام؛ این همه توسل و دعا و تضرع كرده ام چرا توجهی نمی فرمایید؟!

با دست خالی به خانه برگشتم و تصمیم گرفتم تا حضرت معصومه (علیها السلام) را شفیع خود سازم شاید به احترام خواهرش به من عنایت فرماید. 

شب چهارم شعبان مصادف با میلاد حضرت ابوالفضل (ع) حضرت معصومه را در عالم رویا دیدم كه به خانه محقر من تشریف فرما شد.به محضرشان متوسل شدم و شفایم را از ایشان تقاضا كردم. فرمودند: « به قم بیا تا درد تو را شفا دهم».

از خواب بیدار شدم و خواب خود را به خانواده ام گفتم ولی با آن وضع جسمی و اقتصادی ( همه دارایی ام را برای درمان و خرج زندگی فروخته بودم) چگونه می توانستم به قم بروم؟!

چند روز گذشت و یكبار دیگر آن بی بی دو عالم را با حجاب كامل در عالم رویا دیدم كه به من فرمود:

چرا به قم نمی آیی؟


عرض كردم با این وضع كه من دارم چگونه؟ لطف كنید همین جا شفایم بدهید. فرمودند: باید به قم بیایید. بیدار شدم و تصمیم قطعی گرفتم كه بروم. از دار دنیا چهار جعبه شیشه نوشابه داشتیم؛ پسرم آن ها را فروخت و من به قم مشرف شدم.

صبح دوشنبه 14 شعبان (26/10/73) ساعت 8 صبح وارد قم شدم و یكسره به حرم مطهر بانوی دو سرا شرف یاب شدم. 
پس از تضرح و التجا به جهت خستگی خوابم برد. یكبار دیگر حضرت را با چادر مشكی و نقاب سبز در خواب دیدم كه در یك پیاله سفالی چایی به من عنایت فرمود و فرمود این چایی را بخور و بلند شو،‌ تو دیگر بیماری نداری.

از خواب بیدار شدم و احساس كردم كه هیچ بیماری ندارم. اشك شادی می ریختم و بریده بریده از محضر مقدس كریمه اهل بیت تشكر می كردم.



نوع مطلب : تاریخ و سیاست 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you stretch to get taller?
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:35 ق.ظ
Hello, I would like to subscribe for this web site to get latest
updates, thus where can i do it please help out.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 03:02 ب.ظ
Hello I am so thrilled I found your blog, I really found you by error, while
I was looking on Bing for something else, Anyhow I
am here now and would just like to say thank you for a tremendous post and a all
round thrilling blog (I also love the theme/design), I don't have time to go through
it all at the minute but I have saved it and also added your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read a great deal
more, Please do keep up the great job.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر