تبلیغات
ایران ایده آل - بی كفش های شاد و غمگین!
من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمنان بستیزد؟

بی كفش های شاد و غمگین!

نویسنده :م. پورزکی
تاریخ:پنجشنبه 4 دی 1393-01:24 ب.ظ

کفش هایش انگشت نما شده بود و جیبش خالی!

یک روز دل انگیز بهاری از کنار مغازه ای می گذشت ؛ مأیوسانه به کفشها نگاه می کرد و غصه ی نداشتن بر همه ی وجودش چنگ انداخته بود .

ناگاه! جوانی کنارش ایستاد ، سلام کرد و با خنده گفت :...

چه روز قشنگی ! مرد به خود آمد ، نگاهی به جوان انداخت و از تعجب دهانش باز ماند! جوان خوش سیما و خنده بر لب ، پا نداشت . پاهایش از زانو قطع بود! مرد هاج و واج ، پاسخ سلامش را داد ؛ سر شرمندگی پایین آورد و عرق کرده ، دور شد .


لحظاتی بعد ، عقل گریبانش را گرفته بود و بر او نهیب می زد که : غصه می خوردی که کفش نداری و از زندگی دلگیر بودی ؛ دیدی آن جوانمرد را که پا نداشت ؛ اما خوشخال بود از زندگی خوشنود !

 به خانه که رسید از رضایت لبریز بود...


منبع : بهترین داستان های جهان و ... 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you prevent Achilles tendonitis?
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:23 ب.ظ
Remarkable issues here. I am very satisfied to see your post.
Thank you a lot and I'm looking ahead to
contact you. Will you please drop me a e-mail?
What is leg length discrepancy?
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:55 ق.ظ
This design is incredible! You certainly know how to keep a reader amused.
Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog (well, almost...HaHa!) Fantastic
job. I really enjoyed what you had to say, and more than that,
how you presented it. Too cool!
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 09:00 ق.ظ
Hurrah, that's what I was seeking for, what a stuff!
existing here at this blog, thanks admin of this site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر