تبلیغات
ایران ایده آل - لنگه کفش
من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمنان بستیزد؟

لنگه کفش

نویسنده :م. پورزکی
تاریخ:شنبه 29 آذر 1393-06:52 ب.ظ



پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می‌رفت. به علت بی‌توجهی، یک لنگه کفش ورزشی او از پنجره قطار بیرون افتاد. مسافران برای پیرمرد تأسف می‌خوردند. ولی پیرمرد بی‌درنگ، لنگه دیگر کفشش را هم بیرون انداخت. همه تعجب کردند. پیرمرد گفت: «که یک لنگه کفش نو برایم بی‌مصرف می‌شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهد شد.»



نوع مطلب : عكس و سرگرمی 
دنبالک ها: لحظه ای از زندگی زن ایرانی  خوشبختی در كجاست؟ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain f
سه شنبه 13 تیر 1396 02:59 ق.ظ
My brother recommended I would possibly like this web site.
He used to be totally right. This put up actually made my day.
You cann't imagine just how much time I had spent for this info!
Thanks!
http://nenitaciborowski.weebly.com/blog/hammer-toes-surgery-procedure
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:25 ب.ظ
Hey there! Someone in my Myspace group shared this site with us so
I came to check it out. I'm definitely loving the information. I'm bookmarking and will be tweeting this to my followers!

Wonderful blog and great style and design.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:21 ق.ظ
You should be a part of a contest for one of the best blogs
on the internet. I will recommend this site!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 01:34 ب.ظ
Excellent post! We are linking to this great article on our website.
Keep up the good writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر